منوچهر ستوده

6

نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى )

طرحان ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، 76 ) . 144 آزادبرى - ازاورى ( به لهجهء محل ) : از خاندانهاى ساكن در دهكدهء آزادبر از دهكده‌هاى لورا كه امروز ( سال 1380 شمسى ) جزء كرج به حساب آورده‌اند . 145 آزاددختى : از طوايف كرد كه ابن حوقل در ديوان الصداقه ذكر كرده و اصطخرى هم‌مسكن ايشان را فارس دانسته ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 76 ) . 146 آزاددختيان : از قبايل چادرنشين كرد در فارس ( جغرافياى تاريخى فارس ، پاول شوارتز ، ص 200 ) . 147 آزادمحلّه : دهكده‌اى در يك فرسنگى غربى استرآباد كه طايفهء آزاد در آن ساكن است ( مخابرات استراباد ، ج 1 ، 57 ) . 148 آزاده - ملائى ( طايفه ) : از طوايف ساكن در سيستان و بلوچستان ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده - 1377 ، ص 22 ) . 149 آزاديان : از خاندانهاى ارمنى مقيم ايران ( اندرانيك هويان ) . 150 آزارشى : از خاندانهاى ساكن در مراغه ( ديدنيهاى مراغه و عجب‌شير ، ص ) . 151 آزاريان : از خاندانهاى ارمنى مقيم ايران ( اندرانيك هويان ) . 152 آزاق - ازاق : از طوايفى كه در ظفرنامهء تيمورى از ايشان ياد شده است ( ظفرنامه ج 1 ، صص 331 و 553 ) . 153 آزناووريان : از خاندانهاى ارمنى مقيم ايران ( اندرانيك هويان ) . 154 آزه‌باغى : از تيره‌هاى طايفهء لاشارى كه در روستاهاى دهستان لاشار بخش بمپور شهرستان ايرانشهر و زاهدان به‌سر مىبرند ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ص 122 ) . 155 آزين : از قبايل چادرنشين آسياى ميانه ( خراسان و ماوراء النهر ، ص 135 ) . 156 آس : نام قومى از ايرانيان ساكن قفقاز مركزى زبان اين مردم لهجه‌اى از فارسى است ( لغت‌نامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 89 ) . 157 آسا : از خاندانهاى زرتشتى مقيم ايران ( تحقيق محلى ) . 158 آسا : از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 30 ) . 159 آساتوريان : از خاندانهاى ارمنى ساكن تهران ( تحقيق محلى ) . 160 آسادوريان : از خاندانهاى ارمنى مقيم ايران ( اندرانيك هويان ) . 161 آسايش‌لو : اهل خود آرادان طايفه پازوكى و آسايش‌لو هستند كه در عهد شاه اسماعيل از روم آورده‌اند . ( شرحى دارد ) ( كوچندگان سرزمين خورشيد درخشان ، ص 26 ) . 162 آسايشلو : ( از استاجلوها ) از قبايل مهم دوران شاه عباس ( نقش تركان آناطولى در تشكيل و توسعه دولت صفوى ، ص 195 ) . 163 آسبديان : از خاندانهاى ارمنى مقيم ايران ( اندرانيك هويان ) . 164 آستركى : از ايلات ساكن در اليگودرز ( تحقيق محلى ) . 165 آستركى : شعبه‌اى از طايفهء دوركى بختيارى و آن شعبه بر دو تيره است چاربرى و كابىوند ( لغت‌نامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 93 ) . 166 آستروانى : ميرزا تقى خان استروانى فرزند ميرزا جعفر خان آستروانى فراهانى تفرشى از وزراى عهد فتحعلى شاه ( سالنامهء تفرش سال 1377 شمسى ) . 167 آستها : با نام محلى : اير و ديكور ، به زبان روسى : ايرونى وايرى ، اكثريت آستها در منطقهء قفقاز مركزى و در دو سوى سلسله جبال اصلى زندگى مىكنند ( اقوام مسلمان اتحاد شوروى ص 221 ) . 168 آسدوريان : از خاندانهاى ارمنى ساكن ايران ( اندرانيك هويان ) . 169 آسرائى : از خاندانهاى ساكن در آسرا از دهكده‌هاى كوشكه ارنگه يعنى ارنگه كوچك در كنار رود كرج . 170 آسكانى [ طايفهء . . . ] : از عشاير و طوايف ناحيهء سراوان و ايرانشهر كه در هنگ - مورتان - هيدوچ - ناگ‌پهن زندگى مىكنند سرزمين ايشان كوهستان و تپه ماهور است . 171 آس‌ها : قومى هستند كه آميانوس مارسلينوس آنها را شاخه‌اى از ماساژتها مىداند كه هالانها ناميده مىشدند . هنگامىكه هونها آخرين جايگاه آس‌ها را در جنوب اورال به تصرف درآوردند آس‌ها بسيارى از سنتهاى آنها را اتخاذ كردند كه يكى از اين رسوم تغيير شكل دادن مصنوعى شكل جمجمه نوزادان از طريق بستن به سبكى خاص بود . رسمى كه در آسياى مركزى در سده‌هاى اول ميلادى متداول بود . شواهد باستان‌شناختى حاكى از آن است كه آس‌هاى غربى به لهستان رسوخ كردند و شعبه‌اى از آنها در شمال مولداوى و بسارابى تا پايان سدهء دوم ميلادى ساكن شدند . ( قومهاى كهن ) ، ص 19 . 172 آسيابر : اين ايل در كرمان ساكنند و در سرشمارى 1377 سيصد و چهل و يك خانوار شامل 2284 نفر بوده‌اند . ( وضعيت كلى ايلات و عشاير ايران ) . 173 آسياسفتى : از تيره‌هاى قبايل چهارلنگ بختيارى ( ايران و قضيه ايران ج 2 ، ص 251 ) . 174 آسيايى : از خاندانهاى ساكن در زرند كرمان ( فهرست موقوفات ايران ، دفتر دوم كرمان ، ص 103 ) . 175 آشتى [ تركان . . . ] : ( ديوان لغات الترك صص 117 و 118 ) .